Network Friends

August 14, 2008 | پنجشنبه 24 مرداد 1387
Õمافیای وبلاگستان بیمار فارسی
بعد نوشت: لطفا پس از خواندن متن پائین برای آگاهی بیشتر این نوشته: "وبلاگستان بیمار، توهم تا واقعیت" را مشاهده فرمائید. خیلی‏ها می‏آیند و زود یا دیر می‏روند امّا وبلاگستان فارسی همیشه پویا و سبز می‏ماند.


چرا بعضی دوستان وبلاگنویس فکر می‏کنند وبلاگ فقط می‏تواند در "وردپرس" باشد؟
چرا بعضی دوستان وب2 این فناوری را با باکس‏های گسترش شایعات مضحک و "اخبار زرد" اشتباه گرفته‏اند؟
چرا بعضی دوستان آی‏تی مدار فکر می‏کنند فقط خودشان از آی‏تی و دنیای کامپیوتر و اینترنت سر در می‏آورند؟
چرا بعضی دوستان مثلا "وبلاگ‏نویس" اصول اولیه‏ی وبلاگ‏نویسی را یاد نمی‏گیرند؟
چرا بعضی دوستان تکنولوژیک فکر کرده‏اند فناوری‏های روز فقط برای آنها عرضه شده است و دیگران از این مزایا "محروم "مانده‏اند؟
چرا بعضی دوستان فکر کرده‏اند "کپی" کردن از سایت‏های داخلی و خارجی بدون ذکر منبع هنر بزرگی است؟
چرا بعضی دوستان "جرات" کرده‏اند حتی در متن کپی کرده از منبع اصلی با اجازه‏ی خودشان دست ببرند؟
چرا بعضی دوستان نمی‏فهمند رتبه در فرندفید، گوگل ریدر، خوراک‏ها و آراس‏اس ها در مقابل "تاثیری" که هر "کلمه" بر حتی "یک خواننده" می‏تواند داشته باشد، اهمیتی ندارد؟
چرا بعضی دوستان حتی به خودشان زحمت نمی‏دهند درستی یا نادرستی عکس و متن را با "منبع اصلی" مقایسه کنند؟
چرا این روزها داشتن وبلاگ در بلاگفا، پرشین بلاگ، پارسی بلاگ، بلاگ اسکای و بلاگ اسپات با "سال‏ها" آرشیو جالب و جذاب "عقب مانده‏گی" محسوب می‏شود؟
چرا بعضی‏ها به خودشان اجازه داده‏اند وبلاگستان فارسی را ملک "بی‏صاحبی" بدانند که هر طور دلشان بخواهد در آن رفتار کنند؟
این دوستان "تازه رسیده" کجا بودند وقتی بلاگرهای فارسی "ساعت‏ها" وقتشان را پای این اینترنت کم سرعت "عذاب‏آور" صرف نوشتن چند خط کوتاه "مفید" می‏کردند، وقتی یک تنه در مقابل همه‏ی "سانسورها، محدودیت‏ها و فشارها" ایستاده بودند؟
چرا بعضی دوستان یادشان رفته پویایی وبلاگستان فارسی به تلاش و کوشش وبلاگ‏هایی بود که وقت می‏گذاشتند تا "خروجی مناسب" در اختیار خواننده‏شان قرار دهند.
یادش به خیر وبلاگ‏هایی که هر خط نوشته‏شان هم سنگ "طلا" ارزش داشت. یادش به خیر وبلاگ‏هایی که ترجمه می‏کردند، تجربه می‏کردند و تجربه‏شان را در اختیار دیگران قرار می‏دادند.
این روزها وبلاگستان فارسی، "بیمار"مافیای تازه به دوران رسیده‏هاست، مافیایی که نه ارزش‏های دنیایی که به آن هجوم آورده است را می‏فهمد و نه حتی از خودش حرفی مفید برای ارائه نشان می‏دهد.
خدا لعنت کند شرکت یاهو را که "چت روم‏هایش" را بست و این تحفه‏ها را ناگهان به کیسه‏ی وبلاگستان ریخت.


پ.ن: مطمئنا منظورم به همه نبود امّا اکثریت گاهی همه چیز را سیاه جلوه می‏دهد.
* جواب کمانگیر به مطرود
* جواب یک فتحی به مطرود
* جوای میلاد احرامپوش به مطرود
* جواب مطرود به میلاد احرامپوش عزیز
* جواب وب2 به مطرود
* نوشته‏ی بلاگ نوشت در همین مورد
   
 


همه از چیزی وحشت دارند
به چیزی عشق میورزند و
چیزی را از دست داده‏اند


تغییر کن تا تاثیر کنی


شاید هنوز امید به عبور رهگذری
غریب از کوچه‏های متروک باشد


وای به حال انسانی که هنگام
مرگ بداند که هیچ نمی داند


قرار دیدار ما وقت
دلتنگی نرسیده به گریه
بود، تو به دلتنگی نرسیدی
و من از گریه گذشتم


درودهایم تقدیم کسی باد
که کاستی‏هایم را می‏بیند
و باز هم دوستم دارد


 
   
   
   
 

                               

Send IM

matroud@gmail.com

MovableType 3.2

Add to Google Reader or Homepage

Bookmark and Share