Network Friends

September 7, 2008 | یکشنبه 17 شهریور 1387
Õهمیشه یک جای کار می‏لنگید
بزرگ‏ترین مشکل‏شان این بود که وقت عشق بازی همیشه یک جای کار می‏لنگید، یا در باز مانده بود یا پرده کنار مانده بود.
همه چیز هم که ردیف می‏شد یکی بی‏موقع زنگ میزد.
   
 


همه از چیزی وحشت دارند
به چیزی عشق میورزند و
چیزی را از دست داده‏اند


تغییر کن تا تاثیر کنی


شاید هنوز امید به عبور رهگذری
غریب از کوچه‏های متروک باشد


وای به حال انسانی که هنگام
مرگ بداند که هیچ نمی داند


قرار دیدار ما وقت
دلتنگی نرسیده به گریه
بود، تو به دلتنگی نرسیدی
و من از گریه گذشتم


درودهایم تقدیم کسی باد
که کاستی‏هایم را می‏بیند
و باز هم دوستم دارد


 
   
   
   
 

                               

Send IM

matroud@gmail.com

MovableType 3.2

Add to Google Reader or Homepage

Bookmark and Share