آنقدر تشنهام که احساس میکنم
تنها در آغوش تو باران میبارد
کاش به زمانی برمیگشتم که
تمام غمم، شکستن نوک مدادم بود
لیز خوردن بهانهای است
تا دستان کسی را که
دوست داریم محکمتر بفشاریم
گفتی دوستت دارم و من به
خیابان رفتم، فضای اتاق
برای پریدن کافی نبود
قلب تو هرجا که باشد
گنج تو همانجاست
"hope" is the thing with feathers
That perches in the soul
And signs the tunes without the
Words, and never stops at all